|
شاید ... |
امشب از آسمان ديده ی تو
این روز زیبا را به تمام زنان و مادران ایران زمین تبریک میگم امیدوارم سایه مادران همیشه برقرار باشه و اگر در بین ما نیستند روحشون شاد [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 7:41 ] [ بازنده ]
درعمق قلبم آتشى است قلبى سوزان. در عمق قلبم آرزويى است براى آغاز. من در احساساتم ميميرم. دنياي من در خيال است. من در روياهايم زندگي مي كنم بلى در روياهايم . . . تو در قلب من هستى تو در وجود منى هر جا كه بروم جلوه گرش خواهم بود و خواهم كرد. تورا بى پايان دوست دارم و تا هميشه نگه خواهم داشت حضور سبزت را اى عزيزترينم. همواره در كنارت خواهم ماند . . . مثل بهشت است ديدن چشمهاي جادويى تو. بهشت چشمانت مرا به اوج آسمان مى برد. من عاشق تو هستم بهترينم عزيزترينم نازنينم مراقب خودت باش . . . وقتى كه لبخندت را ميبينم ديوانه وار خوشحال مى شوم. من صداي قلبت را مى شنوم . . . من گلها را حس مى كنم من بارش را حس مى كنم اما . . . تنها با وجود پاك تو بهترينم . . . ! [ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:7 ] [ بازنده ]
نه از بیراهه می ترسم نه از خاموشی کوچه تو دنیای منِ خسته تمام لحظه هام پوچه نه خوبی دیدم از بارون نه پاکی دیدم از مریم یه عمر از فرط تنهایی هم آغوش خودم بودم چرا وحشت کنم از شب چراغ روز خاموشه ببین ابر نگاه من لباس اشک می پوشه دیگه تو اوج تنهایی نگاه ترس بی رنگه چه فرقی میکنه وقتی دل پروانه از سنگه چه فرقی میکنه وقتی خیانت می کنه بوسه همون بهتر که تصویرم تو این آیینه می پوسه [ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 10:25 ] [ بازنده ]
توی دنیا چی می خوای به پات بریزم همه هستیمو من به سرا پات بریزم لب پر خنده می خوای بیا لبهام مال تو چشم پر گریه می خوای هر دو چشمام مال تو بیا تا برات بگم من وجودم مال تو بذار تا فدات بشم من غرورم مال تو اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو اگه رودخونه می خوای سیل اشکام مال تو چرا من بی تو بمونم نمی دونم نمی تونم واسه ی زندگی کردن تو را می خوام خوب می دونم تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی تو بدون عشقم تو هستی برا من زندگی هستی.. [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 18:37 ] [ بازنده ]
چي بگم چي بگم وقتي اين ديوانه دل بونه ميگيره تو رو ميخواد چي بگم چي بگم وقتي سر ميزنه به ديوار سينه تو رو ميخواد چي بگم تو رو ميخواد چي بگم بيرون آوردمش از سينه گذاشتم زير پام تو رو ميخواد چي بگم من چي بگم [ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 17:48 ] [ بازنده ]
چه
غمگینم چه تنهایم
دیریست
دلم مرده [ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 21:19 ] [ بازنده ]
گل من گريه مكن که در ايينه ي اشك تو غم من پيداست قطره ي اشك تو داند كه غم من درياست گل من گريه مكن سخن از اشك مخواه كه سكوتت گوياست از نگه كردنت احوال تو را مي دانم دل غربت زده ات بي نواي تنهاست من وتو مي دانيم چه غمي در دل ماست گل من گريه مكن اشك تو صاعقه است تو به هر شعله ي چشمان ترم مي سوزي بيش از اين گريه مكن كه بدين غمزدگي بيشترم مي سوزي من چو مرغ قفسم تو در اين كنج قفس بال و پرم مي سوزي گل من گريه مكن كه در ايينه ي اشك تو غم من پيداست قطره ي اشك تو داند كه غم من درياست دل به اميد ببند نا اميدي كفر است چشم ما بر فرداست ز تبسم مگريز در دندان تو در غنچه ي لب زيباست گل من گريه مكن [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 8:31 ] [ بازنده ]
نیمه شب بود و غمی تازه نفس [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 8:29 ] [ بازنده ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |