نغمه از نی های خالی خوش تر است
عشق بازان لاابالی تر به پیش
تا جواب آید سوالی تر به پیش
تار بینم شور بر پا می کنم
چون بیاید سور بر پا میکنم
آب آتشناک دارم در سبو
باده ای سوزان ولی بی رنگ و بو
هر کسی نوشد دگرگون می شود
لیلی اینجا همچو مجنون می شود
هر کسی نوشد چنان آتش شود
اهل دل گردد ولی سر کش شود
هر کسی نوشد سلیمانی کند
و آنچه می دانیم و می دانی کند
می طراود اسم اعظم از لبش
می رسد با اذن ما بر مطلبش
باده ما باده انگور نیست
شهد ما در لانه زنبور نیست
باده ما شهد اذن احمدی است
اولین شرط حضورت بیخودی است
بیخود از خود شو خداوندی مکن
با خداوند جهان رندی مکن
محرم ما را پریشانی مباد
مهر ما محتاج پیشانی مباد
ای نماز آگین پس از هفتاد سال
کو تحّول کو طلب کو شور و حال
کی سزد خاموش و بی وجد و طلب
بر لب دریا بمیری تشنه لب
آستین شوق را بالا بزن
دست دل بر دامن دریا بزن
جرعه ای از جام آگاهی بزن
+
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 16:37 توسط Persian Way
|
