عید قربان

عید فربان روز قربانی نفس ، روز مبارزه با شیطان ، روزی که ابراهیم برای همیشه ماندگار و بر فرمان خداوند تسلیم شد
این روز امتحان الهی و پیروزی ابراهیمیان بر شما دوستان عزیزم مبارک
امیدوارم شب یلدا خوبی رو بگذرونید
آيينه شکست
دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز
بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم
در آینه بر صورت خود خیره شدم باز
بند از سر گیسویم آهسته گشودم
عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم
چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم
افشان کردم زلفم را بر سر شانه
در کنج لبم خالی آهسته نشاندم
گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست
تا مات شود زین همه افسونگری و ناز
چون پیرهن سبز ببیند به تن من
با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز
او نیست که در مردمک چشم سیاهم
تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند
این گیسوی افشان به چه کار ایدم امشب
کو پنجه او تا که در آن خانه گزیند
او نیست که بوید چو در آغوش من افتد
دیوانه صفت عطر دلآویز تنم را
ای اینه مردم من از حسرت و افسوس
او نیز که بر سینه فشارد بدنم را
من خیره به اینه و او گوش به من داشت
گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را
بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش
ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را
عشق یعنی ؟
عشق يعني خاطرات بي غبار
دفتري از شعر و از عطر بهار
عشق يعني يك تمنا ، يك نياز
زمزمه از عاشقي با سوز و ساز
عشق يعني چشم خيس مست ا و
زير باران دست تو در دست او
عشق يعني ملتهب از يك نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق يعني عطر خجلت شور عشق
گرمي دست تو در آغوش عشق
عشق يعني "بي تو هرگز ..."پس بمان
تا سحر از عاشقي با او بخوان
عشق يعني هر چه داري نيم كن
از برايش قلب خود تقديم كن
جان سپردن در ره پايندگي
عشق يعني لحظه هاي پر اميد
لحظه هاي بيم و تشويش و نويد
عشق يعني اوج طوفان بلا
جان و دل بر درد هجران مبتلا
عشق يعني باغ بي سرو روان
آتش هجران آن نامهربان
عشق يعني مستي و افتادگي
دل پر از غم اي خدا در زندگي
عشق يعني رنج و محنتهاي من
ياد يار و خلوت شبهاي من
عشق يعني واژه هاي رنگ رنگ
رنگ خونين همه دلهاي تنگ
عشق يعني ياد او در جان من
جان جانان لؤلؤ و مرجان من
عشق يعني سوختن از هجر يار
درد بي درمان من تا صد هزار
عشق يعني عندليب خوش نوا
كبك زيبا و غزال خوش ادا
عشق يعني چنگ و طنبور و رباب
سوختن از درد ورنجي بي حساب
عشق يعني ناله سنتور و ني
مستي از شهد وصال و جام مي
عشق يعني خاطر بي تاب من
عشق يعني ديده پر آب من
عشق يعني ساز عاشق پيشه ام
ياد تو هر روز و شب انديشه ام
عشق يعني برگي از باغ بهشت
تا چه خواهد باغبان وسر نوشت
عشق يعني ناله هاي بينوا
مرغ بي بال وپري اندر هوا
عشق يعني وادي و دشت جنون
راز ليلا و دو چشم پر زخون
عشق يعني ناله شبگير من
كنج زندان غم دلگير من
عشق يعني طاق ابروي كمان
عشق يعني يار بي پرواي من
همدم تنهايي و شبهاي من
عشق يعني ذره ذره اشتياق
آتشي بر دل ز بيداد فراق
عشق يعني من اسير دام تو
كشته آن عشق بي فرجام تو
عشق يعني شمعي و پروانه اي
سر نهادن بر در جانانه اي
عشق يعني بلبلي در باغ گل
ناله زن با سوز دل در داغ گل
عشق يعني عاقبت پر سوختن
چشم اميدي به در بر دوختن
عشق يعني رستن از كون و مكان
پر كشيدن تا وراي آسمان
عشق يعني قلب صادق قلب پاك
از جفاي دور گردون سينه چاك
عشق يعني حسرتي در انتظار
انتظار و اشتياقي بي شمار
عشق يعني عشق اي جانانه ام
شمع خاموش و گل و پروانه ام
عشق يعني قطره اي از جام دوست
قصه سوداي بي فرجام دوست
عشق يعني كم محلي هاي يار
لاله سرخي ميان شوره زار
عشق يعني ديده پر خون من
داغ ليلي و دل مجنون من
عشق يعني حسرت و رنج و فراق
مرگ صدها بيد مجنون توي باغ
عشق يعني آه آتشناك من
جان دردآلوده و غمناك من
عشق يعني ناوك دلدوز تو
غمزه ها و عشوه هر روز تو
عشق يعني محنت دوري تو
در دلم غوغاي مهجوري تو
عشق يعني بال و پر بشكسته اي
نااميدي پشت درب بسته اي
عشق يعني عشق اي آرام جان
در كنار عاشق زارت بمان
خدايا !!!!
یه روزی خدا رو پیداش میکنم
میفتم به پاش و خواهش می کنم
با تمنا اونو راضیش می کنم
بر زمین خدا راهیش می کنم
که بیاد روی زمین با بنده هاش
اون بشه بنده و من بشم خداش
تا اومد روی زمین خالق من
من شدم خدا و اون بنده من
یه روزی عاشق و زارش می کنم
اونو آواره و خارش می کنم
توی شبها دیگه خوابش نمی دم
هرچی گفت خدا جوابش نمی دم
یه روز دیگه علیلش می کنم
مثل خیلی ها اثیرش می کنم
تا دیگه وقتی که اون خدا می شه
دلهای مارو پر از غم نکنه
یه روز دیگه فقیرش می کنم
با نون غصه ها سیرش می کنم
تا که سر بده اون به آسمون
کمکم کن ای خدای مهربون
یه روز دیگه مریضش می کنم
از غم زندگی پیرش می کنم
تا که هر شب پیش من ناله کنه
نمی دم دوا تا اون گریه کنه
خدا وقتی که درد و غم کشید
از غم دنیا سرم ناله کشید
اونو باز خالق عرشش می کنم
خود رو نوکر و خاکش مي کنم










