تبليغاتX


Lovers Way

سلام به تمامی دوستان عزیزم
بله چه زود گذشت فکر نمی کردم که یک روز برسه که اولین سالگرد وبلاگم بگیرم البته از تمامی دوستانم که در این یک سال منو تشویق کردن و باعث شدن که امیدوار بشم و ادامه بدم ممنونم البته بدونید همگی دوستانم برای من عزیز هستند چون بقولی یکی از عزیزترین دوستانم فضای مجازی وب به آدمی این اجازه رو میده که خیلی راحتتر از واقعیت دوست پیدا کنه و احساس بهتری از این دوستی بکنه
اینجا لازمه که از بعضی از همراهترین دوستانم تشکر کنم از دو تا آبجی نازنینم فاشیست و مولود عزیز از دوست گرامی و مهربونم نفیسه خانم ، از دوست آسمانی و با وفایم عروسک خدا و از خاله بی وفایم هاله و نسیبه و دیگر دوستانم که جدیدا آشنا شدم آزی ، نگین ، ونوس ، طوبی ، یاسر، اشک یخی ، ستاره ، باران ، منصوره ، مهسا ، نسیمه ، حسین ، یاس ، سهیلا ، مربا ، مهسا ، باران و همه دوستان عزیز دیگرم
 
Image and video hosting by TinyPic
 

زیر بارون توی سرما
مثل اون پری رویا
توی دریای خیالش
غرق خاطرات یارش
دلش انگار که خزون بود
اون چشاش کاسه خون بود
روی تیکه های قلبش
لحظه هاش بی حس و جون بود
چه پریشون تو خیابون
راه میرفت به زیر بارون
خسته از یه حس کهنه
تو سکوت هرچی غصه
مث دیروز و پریروز
گم می شد تو باغ قصه
مونده بین یه دوراهی
تو سراب چشم براهی
مونده با پاهای خسته
منتظر برات نشسته

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 23:3 توسط Persian Way |

نيمکت عاشقي يادت هست. کنارهم، نگاه در نگاه و سکوتمان چه گوش نواز بود. بيد مجنون زير سايه اش امانمان داده بود، برگهاي رنگينش را به نشانه عشقمان بر سرمان مي ريخت او نيز عاشق بودنمان را به رخ پاييز مي کشيد، اما اکنون پاييز نبودنت را، جداييمان را، به رخ مي کشد. بگو،
 
 
صدايم کن، بيا تا دوباره ما شويم، مرحمي بر سوز دلم باش، نگاه کن، پاييز به من مي خندد، بيا داغ جداييمان را به دلش بگذاريم. بيا کلاغ ها را پر دهيم تا خبر وصلمان را به پرستوها مژده دهند. دوباره صدايم کن

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:47 توسط Persian Way |