لبي در التهاب بوسه اي سوخت لبم در التهاب بوسه ات سوخت
دلي دربي كران ناله اي سوخت
كجا يي ماه تابان شب من
سری درالتهاب سینه ای سوخت
بيا تا جان به تن دارم تنم را
نوازش ده كه دربي پردگي سوخت
تو كز اشوب دل سر نسخه داري
كه دل در اعتراف ساده اي سوخت
ببر مي ميگساري كار من باد
كه شايدفر به ضرب باده اي سوخت
ميان دستمان ديوار مرگ است
كه حتي مرگ بر ديواره اي سوخت
به فرداي نگاهي چشم دارم
كه چشمانم به راه جاده اي سوخت
كنار ماه و اب وسنگ و نازت
دل نازك ميان گريه اي سوخت
به هنگام حضور گرم دستت
همه تاب و توان سينه اي سوخت
سرم در التهاب سینه ات ماند
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 21:13 توسط Persian Way
|
