ای، انسان بزرگ ! هیچ در یاد تو هست که گل سرخ بهاری بودی ؟ کودکی را تو به خاطر داری که ز اندوه ، فراری بودی ؟ « کودکی » فصل بهاران تو بود « گیسوانت » چون گل ابریشم « رخ تو » چون گل زیبای بهار « لب تو » غنچه ی سرخ « اشک تو » اختر شبهای بهار « دست تو » چون گل یاس « بوی تو » عطر فریبای بهار « چشم تو » چشمه ی عشق « قد تو » همچو نهال در سراپای تو معنای بهار عاقبت ای همه شادابی و ناز ! کودکی رفت و« جوانی » آمد دوره ی عمر تو« تابستان » شد تب تو تند شد از گرمی « مرداد بلوغ » ! تا که بر آتش خود آبی زنی دل به دریای جوانی دادی همچو شیری چالاک پی آهو به در و دشت و چمن افتادی گل صد رنگ جوانی ها را از درختان چیدی لذت گرمی تابستان را در جوانی دیدی ! مست نیرو شدی و مست نشاط به زمین و به زمان خندیدی . کم کمک فصل جوانی ها رفت و تو « پاییز » شدی سخت دلتنگ و غم آمیز شدی ، رفت از گلشن تو بلبل باغ داد آن بلبل مست ، جای خود را به کلاغ ! رفت پاییز و « زمستان » آمد فصل نابودی بستان آمد برف بارید به موی تو بسی ، زیر این برف ، نداری نفسی موی تو « برف زمستان » تو شد ، آفت سبزی و بستان تو شد نه دلی هست تو را، تا توانی بدهی دل به کسی نه به چشمت نوری است نه به جانت هوسی زندگی شد قفس تنگ و تو چون مرغ اسیر در فضای قفسی ! در تنت تاب نماند ز برانی ز حریمت مگسی . « ره برگشت نیست » ناگزیری که به « پایان » برسی ای انسان بزرگ ! « چهار فصل » تو به پایان آمد ، کم کمک لحظه ی فرمان آمد . هیچ دانی به کجا خواهی رفت ؟ به رهی دور و دراز ! سفر دور و درازت خوش باد ! ---------------------------------------------------------------------------- زندگی من چهار فصله . و به خاطره هام می پیونده . در سوزوندن چهره های سفیده ! هر دو با هم در حال مسابقه ...
هم بهار داره هم تابستون . هم پاییز و هم زمستون .
هر کدومشون قشنگ تر از اون یکیه !
هر کدومشون زشت تر از اون یکیه !
خدا نیاره اون روزی که همه زندگی من پاییز غم انگیز باشه .
خدا برای هیچ کسی نیاره خصوصاً برای شما .
بهار زیبای من درشادابی و طراوته .از شکوفه های به عمل اومده استفاده کردنه.
تابستون زیبای من وقت کیف کردنه ! در میون خانوادم می گذره
پاییز زیبای من در یاد کردنه . از بهار و تابستون به خوبی نام بردنه .
زمستون زیبای من در انتظاره . لحظه شماری کردن برای بهار .
آره چهار فصل زندگی من تا اینجا زیباست !
اما ...
بهار زشت من در جوون بودنه . در بی تجربه بودن . در سست بودن .
تابستون زشت من در بی رحم بودنه . در داغ و جوشی بودنه .
پاییز زشت من در پژمردنه . در کسالته . در انتظار مردن بودنه .
زمستون زشت من در سردی و بی روح بودنه . در یخ زدنه آب های روونه .
آره !
چهار فصل زندگی من هم قشنگه هم زشت .
دعا می کنم همیشه چهار فصل زیبا برای شما و خانواده محترمتون پدیدار بشه .
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 17:58 توسط Persian Way
|
